خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
زیبای من
تو باش
من کنار تو زانو میزنم
تا بودن من پریشانت نکند....
تو بمان
شاید دوست داشتنم هم
مثل یک لحظه نسیم خنک
از دور ترا نوازش دهد....
تو یادم کن
میدانم کسی نمیداند
سالهاست خواب و بیداریم برای توست .....
تو بگو
تا من دوست داشتن را مثل لالایی برایت بخوانم
تو نگاهم کن ......
تا جان امید
مثل ريشه های یک درخت
در دلت بروید....
میدانی
سالهاست کلمات من و نگاه تو
بوی دوست داشتنت میدهند
و حرف های پروانه هایم
برای شمعی است
که نور ماه منیرش را کسی جز دل من نمیبیند
و فقط
میگویند
او شبیه یک ماه منیر ست....
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر ۱۴۰۴ | 0:47 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب