خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
شاید تو هم گاهی
در گذر کوچه و یا خیابانی
بین بوی عطر و خنده ای شبیه من
دوباره مرا پیدا کنی
ولی من
با تمام وجودم
در کوچه و خیابان های بی تو
پرسه می زنم
همیشه چشمانی غریبه در صورت هابی شبیه غریبه ها
بمن نگاه می کنند
و من می مانم با دلی
که سرشار از خیال توست
و تو در یک قدمی من
مرا نگاه می کنی
در بین تمام نگاه ها
تو را بیرون می کشم
و هر وقت به یاد و عطر تو می رسم
به اندازه تمام شهر
در قلبم می ایستد
انگار که گمشده ام را پیدا کرده ام....
تاريخ : پنجشنبه دهم مهر ۱۴۰۴ | 22:49 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب