خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
باهام حرف بزن
بخدا قسم خیلیی تنهام و هیچ صدایی مثل صدات منو آروم نمیکنه
مثل خودت
عزیزم نگاهم کن
بجان خودم هیچ نگاهی جز تو درکم نمیکنه
و منتظر هیچ چشمی جز چشمان سحرانگیز تو نیستم
هیچ کس دیگری جز تو نمیتونه
مثل من و تو
با هم و برای هم باشه
بخدا قسم بی تو هيچ آروم و قراری و آرامشی ندارم و نخواهم داشت
خودت میدونی چقدر وابسته ات هستم و دیوانه وار دوست دارم
تاريخ : پنجشنبه سوم مهر ۱۴۰۴ | 15:15 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب