خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

بی رنگ

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

بی رنگ

چه بی رنگ است پاییز اين روزها

مثل یک تولد

که هیچکس به یادش نیست...

دلم برای پاییز اين روزها می‌گرید

و برای ریسه های خاموش

برای شمع های بی نور یک کیک تولد

و برای تاریخی که جایش

حرفهای زیاد یک سلسله منقرض شده مانده

دلم برای خاطره‌های بهار میسوزد

که بیشتر از روزها

در دلم

با صورت شب ،خودش را آرایش می‌کند...

بگذار کمی تنهایی حرف بزنم

این روزهای پائیزی

دلم برای کاج هایی تنگ شده

که بجای قرارهای عاشقانه شقایق

ضربه سنگهای ترس بر تنش مانده...

شاید برای چشمهای شعرهای پاییزی ام

روزهایی مثل اين روزها بارانی نباشد

روزی مثل اين روزها

طولانی و خسته ام نکند....



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر ۱۴۰۴ | 20:18 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب