خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
به قسمت های قشنگ نگاهت خیره میشوم
یادم هست نگاهت چیزی برایم کم نمیگذاشت
یادم هست دلت نمی آمد
که از نگاهت چیزی کم بگذاری
و اندکی بعد
تصویری که از ما دو تایی
در گوشه ای از دلمان
برای هم شعر می گفتیم....
به قسمت های قشنگ دلت میرسم
مهربان می تپد
و تند و مهر ماهی
چیز خاصی در تپش های قلبت یافته ام
مثل صدای بلند یک لحظه دوست داشتن
مثل صدای بلند یک سکوت
مثل صدای یک بار دلدادگی
و می ایستم در برابر قلبت
با تمام وجود
برایت حرف میزنم و می گویم که در این دنیا
هیچ صدایی جز تپش مهربانی قلبت
دلم را آرام نمی کند......
به قسمت های قشنگ خاطراتت می رسم
هیج هیجانی جز خاطرات با تو بودن آرامم نمی کند
و چه زیباست وقتی که در خاطرم می گردی
مرا تسخیر خودت می کنی
و میگویی که
هیچوقت تنهایت نمی گذارم....
تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۴ | 22:17 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب