خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
این روزها و شبها
که جوابم نمیدهی و از من دوری
تمام احساسم بی اختیار بهانه ات میگیرند
در این لحظات که نیستی
از دلم دو نسخه تهیه می کنم
یکی در کنار قلب تو
و یکی در کنار نگاهت میگذارم
اين روزها
نه ثانیه ها حوصله رفتن دارند و نه من
انگار دلواپسی هایم هم عاشقت هستند
الان فکر میکنم
مثل انسانهای نخستین در جزیره ای تنها مانده ام
دلم میخواهد تمامی دنیایم را در تو تمام کنم ....
دلم برای یک لحظه کنار تو بودن
اندازه تمام دوست داشتنم تنگ شده
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۴ | 1:45 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب