خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
سلام میگویمت
و روزت بخیر....
کنار یادم رد میشوی
و تنها با دیدن حرفهایی آرام میشوی
جای زیادی نمی گیرم
تنها یع گوشه از دریای دلت
یا به اندازه یک قطره باران
در پهنه لاجوردی آسمان دلت
و من بزرگ می خواهمت و با ابهت
تو مرا نگاه نکن
فقط بگذار خورشید دلت بر وجود من بتابد
گرمم کند و ذوب شوم
در میان این همه دنیای کوچک
سلام میکنم به تو
به بهانه بودنم
به خاطر یک لحظه حرف دل و دیدن
جای دیگر نيستم
حال و هوای دلم برای توست
سلام مرا به دلت برسان
بگو فاصله ها چیزی نیست جز یک دلتنگی
و دنیا جایی نیست جز یک حرف
تنها یک ماه می ماند و یک دوست داشتن
تاريخ : پنجشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۴ | 6:35 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب