خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
زیبای من
تو بخواب
من کنار تو زانو میزنم
تا بیداری من پریشانت نکند....
تو بخواب
شاید دوست داشتنم هم
مثل یک لحظه نسیم خنک
از دور ترا نوازش دهد....
تو بخواب
میدانم کسی نمیداند
سالهاست خواب و بیداریم برای توست .....
تو بخواب
تا من دوست داشتن را مثل لالایی برایت بخوانم
تو بخواب ......
تا جان امید
مثل ريشه های یک درخت
در دل یک رؤیا بروید....
میدانی
سالهاست کلمات من و نگاه تو
بوی دوست داشتن میدهند
و خواب های پروانه هایم
برای شمعی است
که نور ماه منیرش را کسی جز دل من نمیبیند
و فقط
میگویند
او شبیه یک رؤیا ست
تاريخ : چهارشنبه ششم تیر ۱۴۰۳ | 17:17 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب