خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
هوای بودنت در دلم چقدر آرامشم میدهد
مثل یک تکیه گاه
مثل یک طوفان که همه نگاهش میکنند
مثل یک توان بی شمار در دلم
مگر میشود لحظه هایم بی تو
مگر میشود نفس کشیدنم بی یادت
اینها که می نویسم
حرف به حرف دلم هستند
تنها تویی که کنارم هستی
کنارم می نشینی و نگاهم می کنی
و من بیشتر روزها
در همه جای خاطراتمان
بیادت می نشینم
و میخوانم ترانه های ماندگار دوست داشتنی تو را
و نگاه به جای خالی تو
در لحظه به لحظه فکرهایم....
احساسم را به شیشه میکوبم
و به آئینه ای که تصویر چشمان تو دارد
و به تو سلام می کنم مثل همیشه
مثل هر وقت تو را می بینم....
تاريخ : جمعه چهاردهم شهریور ۱۴۰۴ | 10:35 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب