خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
این روزها
با هر لحظه از بی اعتنایی تو
قلبم می میرد و زنده میشود...
این روزها
با سکوت تو
تکه تکه های روحم از وجودم جدا میشود.....
این روزها
با نبودنت هیاهوی
دنیا بر سر من می کوبد
این روزها لب تنهایی ام
روی صفحه مات تصویرت خشک شده ....
این روزها برای جای خالی نگاهت
چشمانم را در نگاهت مجسم می کنم
اين روزها را می شمارم
تا دوباره به من بگویی....
تاريخ : پنجشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۴ | 1:23 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب