خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
بیدارم
ولی حسرت خواب
بودن هایی را در دلم دارم
که غصه های روز دنیا
و حسرتهای شب ایام عمرم را کم کند
چقدر آشنا هستند
روزهای تکراریم
با هم سلولی های بند انفرادیم
که هیچ ملاقات کننده ای ندارند
و تو هم شبیه من
در انتظار یک معجزه ...
برای رهایی هستی
تاريخ : سه شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۴ | 4:7 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب