خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
این چند روز که کنارت بودم
از نگاهت فهمیدم
دنیا کوچکتر از یک روز با عشق کنار یکدیگرست
از نگاهت فهمیدم دل را باید فهمید
وگرنه لمس ضربان قلب نمیتواند تفسیر باور دل باشد
از نگاهت فهمیدم چقدر غصه اطرافمان وجود دارد
که روح مان را فرسوده میکند
این چند روز من از نگاهت فهمیدم
چه دلخوشی وسرگرمی های اطرافیانمان پوچ و بی مفهومند
و فهمیدم تنها حرف زدن راه پل زدن به یک دل نیست
و بعضی وقت ها
دلها بی آنکه دیگران ببینند
در ماورای زبانها با هم
حرفهایشان را بهتر از دیگران به هم میزنند
و اخر
در این چند روز
فهمیدم دوست داشتنهای واقعی همه جا و همیشه دیده میشود
این چند روز من از تو همه چیز را فهمیدم
دوست داشتنت را
و اینکه قرار دل من هستی
ولی نمیتوانستم صدایت بزنم....
تاريخ : یکشنبه دوم شهریور ۱۴۰۴ | 1:6 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب