خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

حال من

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

حال من

وصف حال لحظه لحظه‌های ِ من

مثل گردش زمین به دور ِ آسمان

مثل سقف ناامید یک نگاه ِ منتظر

مثل تک تک تمام‌ ِ واژه‌های من...

حال من شبیه هیچ لحظه نیست

حال من شبیه هر چه می نویسم است؛

حال من شبیه حرفهای تلخم است:

مثل یک حواس بی خیال لحظه های تو

کلمه های بی دلیل

حرفهای بی نفس

سکته‌ های بی رمق

شاخه های بی درخت

کاج های بی قرار

حال من شبیه خسته های بی هدف

صفحه های بی حروف

مردهای بی هوس

زنده های بی حواس

روزهای بی کسی

خانه های بی پدر

مادران بی رحم

لحظه های بی سکوت

حال من شبیه پارک‌های بی چمن

سرزمين بی کویر

رودهای بی خروش

کاش های بی ثمر

واژه‌های بی گناه

قلبهای بی تپش

یاس های بی بهار

غنچه های بی زبان

آب‌های بی بخار و

ابرهای بی صدا و بی هوا

حال من شبیه بانکهای بی شمار و بی خیال

عشق های بی امید و قهقهه

باغهای بی ثمر

سالهای بی شمار

سفره های بی نمک

چشم های بی نگاه و بی صدا

شعرهای بی ردیف و بی عروض

حال من شبیه لحظه لحظه های توست

حال من شبیه نقطه های بی نظیر و بی ریا

مثل حرفهای بی جواب و بی سؤال

حال من شبیه مرد منتظر به پای یک طناب دار

مثل یک غریب گم‌شده میان خانه های دوست

مثل این دقایق تو با تمام آرزوی من

حال من شبیه هر چه حال هفته‌ ها و ماه‌های توست...



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۴ | 1:55 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب