اگر آهنگی را از تو می خواهم
چون
آهنگ های تو
تمام خواستن های دلم هست
و تمام نگاهت در دلم...
آهنگ های تو
تابحال چند خورشید را در دلم آب کرده
آهنگ های تو بهانهای میشود برای زنده ماندنم
واین دلم من است
که همیشه با آهنگ های تو
خواب مهتاب منیر را می بیند
با آهنگ های تو
هر شب برای بیقراریم
و چشمم که تنها با خیره شدن به سقف یادت
خواب میرود
من عادت کرده ام
به همه ندیدن
و عادت کرده ام به دیدن
آهنگ های تو
تیتراژ هایی که سالهاست قصه ما را میخواند
چگونه میشود
یک نفر آنقدر در دلت کودتا کند
که هیچ سرهنگی با همه مدال های افتخارش
که بر دیوار خانه اش داشته
نخواهد توانست از قدرت حکومت چشمانت کم کند
مگر میشود انکار کرد
پرده های مهربانیت در نت های اهنگت
با تمام پیله تو را
به دور خودش پیچیده...
من همیشه برای تو مینویسم
و آهنگ های تو برای من یعنی
پایان همه طلسم های خوانده نشده
یعنی دور کردن یادت از چشمهایی که بدخواه توهستند
آهنگ های تو یعنی اینکه
با گوش دادنش
هر شب برای سلامتیت
در دلم
اسپند دود میکنم....