خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
این لحظات را در خاطرم قاب میگیرم
لحظه هایی بین من و تو
لحظاتی در نهایت سکوت و تنهایی
و دو حس شبیه به هم
مثل همیشه عاشقانه....
می دانم
دلهای خواب و بیدار چه فرقی دارند
و می دانم انتظار یعنی چه...
بیداری های من و تو
چشمهای خیس از باران دوست داشتن
خوابهای مشتی خاک
مشتی غریبه های آشنا
که تنها نامشان نزدیک تر از آشنایی دارند....
این لحظات را من و تو
سالهاست با هم زندگی کرده ایم
سالهاست بیدار مانده ایم
و برای هم دل خرج کرده ایم
این لحظات را سالهاست
من و تو با هم در دلمان پنهان کرده ایم...
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۴ | 1:35 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب