خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

صفحه کتاب

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

صفحه کتاب

هر صفحه از کتاب که می خوانم

با نگاهت جلوی چشمان دلم رد میشوی

نگاهم می کنی و من

تنها خیالت با من همراه نیست

انگار در تک تک کلمات جا گرفته ای

حواسم پرت بودنت میشود

و مات نبودنت

شکل فانوس در چشمانم

حلقه های یادت روشن است

دلم بیشتر از نقطه های حروف سربی کتاب

برایت حرف دارد

بخوان مرا با حروف دلت

و بنویس برایم حرفی تا دلم را

دوباره با چشمهایت گره بزنم...



تاريخ : سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۴ | 22:17 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب