خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

صبح جمعه

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

صبح جمعه

صبحم نفس هایم برای تو سخن دارد

باز هم سلام و یک سلامت از تو میخواهد

این جمعه هم دلگیر شد از بس که بی خوابم

شاید هوایت مثل هر روزت شود بهتر از این گفتم

صبحت بخیر جانم فدای تو شود عشقم

دنیا بدون تو برایم پوچ و بی معناست



تاريخ : جمعه دهم مرداد ۱۴۰۴ | 9:7 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب