خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
خیلی عجیب بود
ساعت دیواری اتاقت
برایم حرفهای قشنگی می گفت
می گفت لحظه هایت با ثانیه هایی میگذرد
که صدای تیک تاک آن
با حروف نامم تلاقی دارد
انگار صدای شماطه ساعت
مرا در اتاقت صدا می زند
نمیدانم ساعت اتاقت راست میگفت
ولی انگار این هم
از نگاه تو به عقربه هایش
همه چیز را می فهمد...
تاريخ : جمعه دهم مرداد ۱۴۰۴ | 1:33 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب