خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
چشمهایم اشک ندارند
آه دارند
مثل دل شکسته اه می کشند
دلم مثل دلهای دیگر نیست
نمی شکند
دل منبجای شکستن آب میشود
میشوید تمام خون دل خوردنم را
گلویم بغض نمی کنند
فقط کمی انطرف تر
جلوی نفس کشیدنم را می گیرد
می برد رگ های دلم را
می شکند تارهای صوتی وجودم
وان وقت میشود
که دلم با تمام وجود می شکند....
تاريخ : یکشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۴ | 2:32 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب