خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

صبح من

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

صبح من

از ستیغ کوههای زاگرس و البرز

تا خاوران و باختران

و حتی دورتر از همه جا

تنها یک خورشید برایم طلوع می کند

همیشه یک لحظه میشود

شکوه بالا آمدن خورشیدی را نگاه کرد

ولی ای خورشید من

هر روز مثل تیغ آفتاب در دلم طلوع میکنی

می درخشی و مرا به بودن امید میدهی

همیشه خورشیدی و ماه برایم

که با دلم هستی

مرا می بینی و گرمم می کنی

از دور مثل نگاهم به خورشید

تصویرت را می بوسم

و از اعماق وجودم

صدایت می زنم،

صبحت بخیر زیبای طناز من....



تاريخ : دوشنبه سی ام تیر ۱۴۰۴ | 6:5 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب