خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

جای تو

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

جای تو

امشب می خواهم

بجای تو بنشینم

و به صدای رویایی تو گوش دهم

صدایی که غمگینی اش

ماههاست حنجره مان را بسته

جایی زيادي براي نشستن نمی خواهم

و نه راهی برای فرار کردن

ولی نمی‌دانم چه می‌شود بعضی وقتها

دلتنگی و دوری

برایمان تقسیم یک حق میشود

و چه میشود که بعضی وقتها

همه‌ رگ های فکرمان می‌گیرد،

مثل دل شوره هامان

در یک برد و باخت عاشقانه....

اینروزها

می خواهم

در همه فصل ها و در روزهایم تکرار شوی

و در پایان روز

من بمانم و یک نامه از تو

من بماندم و یک تنهایی دو نفره،

من بماندم و تو

برای یک لحظه لمس خالی دوست داشتنت

من بماندم و یک خط دیگر از داستانی که

سالهاست برای نوشتنش

برای هم گریه می کنیم...



تاريخ : شنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۴ | 23:7 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب