خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
همه نقطه های خالی دلم را پر میکنی
مثل صفحه شطرنج
با رخت مات میشوم
باور کن خیلی..... دوستت دارم
چون زبانم نمیتواند
آنرا بنویسد
با جوهر های خون انگشتانم
که به دلم جریان دارد
آنرا اینجا به تو می گویم...
خیلی..... بیشتر از یک دنيا
دلم برای دیدنت چشم انتظار است...
میدانی
تمام کاش های من به تو تمام میشود
مثل روزهای کنار تو
که حرفهایت برایم تکراری نیست
میدانی
خیلی از دلهای زمینی ها
بوی مهربانی نمی دهند
حتی مشام دلشان
عطر هیچ بهار نارنج عشق را
نمی فهمند
مثل..... نقطه چین های تو
برای دوست داشتن من
خالی از ديگرانی است
که هیچوقت ما را باهم ندیده اند
تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۳ | 15:49 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب