خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
روی صندلی قرارمان مینشینم
تنها با خیال تو
چقدر میچسبد خیال دو نفرمان
و تو چای تعارفم میکنی
با دو حبه قند نگاهت....
چقدر خیالت کنارم هست
و دلواپسی نگاهت
انگار نه انگار ماههاست همدیگر را ندیده ایم
انگار روزهایی که همه ثانیه اش سالی گذشته
در بین ما نبوده
کنار خیالت
روی صندلی قرارمان مینشینم
و تو نیستی تا نگاهت کنم....
تاريخ : شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۴ | 18:52 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب