خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
دستهایت مدتیست زیر گونه های من
به خواب رفته ....
و بغض های تنهاییم در گلوی چشمانت
مرا با خودت به خوابت ببر.......
ولی نمی دانم چرا
خواب و بیداریم را هم
از من دزديده اند
و دلم را...
با کاسه دلتنگی مان
که همیشه لبریز از طاقتمان شده....
تاريخ : سه شنبه بیستم خرداد ۱۴۰۴ | 19:0 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب