خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
باور بکن امید آخر رفتنی شد
مثل یکی برگ خزان هم چیدنی شد
گفتم برایت حرفهای قلب و روحم
ازصد ورق حرفش یکی هم گفتنی شد
شاید و اما های حرفت صادق افتاد
تحریم های عشق تو هم دیدنی شد
غربت برایم غیر دور از بودنت نیست
آنهم به لطف دیدنت گل، چیدنی شد
تاريخ : یکشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۴ | 0:23 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب