خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
من سالهاست
در کوچه های بیقراری تو
و در بی خوابی های شبانه ام
قدم میزنم
راه میروم
با تو و خودم حرف میزنم
دستهای تو را میگیرم
و با خود
به کوچه باغهای نگاهت می برم....
میدانم
عشق تو برایم گوهر مقدسی ست
و دوست داشتنت
تفسیری از یک فریاد
یک فریاد از خواستن
که بینمان از خودمان بیقرار تر است
و من
برایت همیشه عاشق خواهم ماند....
ای تمام وجود و باور من
من عاشقانه تربن عاشق ِ دنیا
در برگهای تقویم
عشق ترا ثبت خواهم کرد...
تاريخ : شنبه سوم خرداد ۱۴۰۴ | 1:55 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب