خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

تمنای یاد

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

تمنای یاد

حواس پرتی گرفته ام
بارها کوچه خانه تان را

تا پایان رفته ام

ولی باز پیدایت نکردم
دستفروش سر کوچه تان برایم میگفت

اگر گمشده ات در این کوچه هست بیشتر بگرد
برگشتم و در خودم گم شدم...
ولی الان که بهتر دقت می کنم

ترا در خودم بهتر می بینم
باورت میشود

پشت نقاب مردمک چشمانم

تابلوی نگاهت را چرخانده ام

تا سوسوی یادت از چشمانم

به عمق کهکشان قلبت بتابد
امشب دوباره مشق عشقت خواهم نوشت
امشب دوباره طلوع ماه را خواهم دید
امشب دوباره با تمنای یادت

خودم را به خواب خواهم زد



تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 20:23 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب