خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
یک یاد برای خلوتم کافی بود
یک اخم برای رفتنم کافی بود
من از همه ِ حواس ِ مشغول خودم
یک لحظه ِ عاشق شدنم کافی بود
مشغول نکن مرا به حرف ِ آنها
دیدار برای ماندنم کافی بود
هر لحظه نباشی دل من میگیرد
یک آه براي ِمردنم کافی بود
دستم به دعا امید پشت سر تو
تنها و کمی ِ دل زدنم کافی بود
تعارف به دلم بکن که یادت اینجا
پائیز برای بردنم کافی بود
پیدا نشوی دلم ترا کم دارد
چند نقطه.... سلام کردنم کافی بود
رؤیا سر عهدش به تمام دنیا
یک سوره قسم به آیه خوردنم کافی بود
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 22:39 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب