خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

حرف اسم تو

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

حرف اسم تو

بنشین پای صحبت های دلم

می خواهم گفتن شعرهایم را برایت تمام‌ کنم

شاید بخت و اقبال

دوباره‌ مرا با دلت آشنا کند

شور نبودنت در دلم بيداد می کند

جان و دلم هم دیگر قرص دلتنگی ام را نمی خورند

بجای تمامی حرفها

بهانه ای میشوی برای فریاد زدن

برای باریدن باران

برای بودن من با باورهایی بزرگ

برای سلام تو که هیچ پستچی برای من

حق آوردنش را ندارد

برای خودت که سال‌هاست کلماتت

در حبس تعزیری یک لحظه خالی، محکوم‌ شده

من فکر میکنم فقط یک نفر هست که نجاتم می دهد

فقط یک نفر هست که دل مرا میشوید

پاکيزه می کند از روزگار

و آن روز است که من

برای همیشه روی همه حرفهای اسمت تشدید می گذارم



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 15:20 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب