کاش میشد
سالهایم را با ثانیههای این روزهایم عوض کرد
برمیگشتیم به سالها پیش
وقتی که برای اولین بار ترا دیدم
چه زود گذشت زمان
بی اختیار و بی نهایت بی تو
من به هوای یادت سالهاست
پنجره یادم را رو به نگاهت باز کرده ام
مگر میشود خواست تو را
مگر میشود داشتنت را طلب نکنم
منی که شکوفه های درخت امیدم
با حرفهای نگفته تو بارور میشوند
مگر میشود برای داشتنت
دخیل حاجتم را پای قدمگاه روزگار نبندم
مگر میتوانم ترا کم داشته باشم
اینجا دل من
پر است از امید به آینده ای با دلت
با پنجره ای پاییزی
که سخت ترین لحظه ها را در قاب شیشه ای
برای رسيدن به آن روزها
در دلم حبس کرده ام
میدانم دوباره می آیی
و در کنارم می مانی
بگذار پنجره دلم با دوست داشتنت
در تمامی فصل ها باز بماند
بگذار تمامی بوسه هایم را تا روز رسیدنت
در دلم خالی کنم
بگذار تمامی لحظه هایم برای تو و به یاد تو باشد
بگذار برای همیشه
با چشمانت
معنی عاشقی را
شعر بنویسم....