خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

قلبهای این شهر

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

قلبهای این شهر

این روزها

قلب‌ها فقط تند ِتند میزنند

و فقط اسم زنده را یدک می کشند

می خندند و حس و ژست لبخند مهربان را در عکس ها

برای خودشان ثبت می کنند

بوسه قلب دار می فرستند و با گل های سفره های خالی

عکس یادگاری می گیرند....

ولی هنوز هم

قلبها را میشود فهمید و یا می‌شود پس زد

میشود با یک کلمه نیامده بی جانش کرد

و می‌شود با یک سلام زنده‌ اش کرد...

سالهاست راه کوتاهی نرفته ام

شاید باز هم راه زیادی در پیش داشته باشم

بهتر است هنوز زنده بمانم

بهتر است بهار را با پاییز روبرو نکنم

ولی من نمیتوانم مثل تو

روزی سه وعده قرص سکوت‌ بخورم



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 23:37 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب