خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

دل پر

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

دل پر

یک روز دل پر می‌شود یک روز دنیایت

یک روز جان پر می‌شود یک روز رویایت

با هر که من خندیده‌ام یا گفته‌ام حرفی

وقتی برایت گم شود امروز و فردایت

فرقی ندارد دخمه باشی یا که هرجایی

وقتی که اویت می‌شود تصویر هرجایت

من با کویر خشک این مردم چه می کردم

دی ماه من شد مثل یک گرمای سوزانت

ماه منیر امشب کجای این دلم مانده

مهتاب هم جا مانده از رویای شبهایت

پر زد تمام حرف‌های چشم در چشمت

انگار نه خواب و خیالی بود تنهایت


موضوعات مرتبط: شعر
برچسب‌ها: شعر

تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 21:47 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب