خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
باور کن صدای خرد شدن و شکستنم می آید
و میدانم
این شکستن و خرد شدنم
نه به آمال تو چیزی اضافه می کند
و نه از غصه ها و حسرت های تو چیزی کم
فعلآ خرد شدنم را ببین
و صدای نفس کشیدن های من زیر چرخ بی تفاوتی ات
شاید بهتر باشد مقابلت
مثل یک مترسک جابجایم کنند
تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 14:2 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب