خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
وقتهایی فکر می کنم
اگر تو در دنیای من نبودی
من کجای دنیا بودم
در کجای این سرزمین میرفتم و نگاه می کردم
و تو سنگ کدام قلب را به سینه می زدی
یا نفرت چه کسی را در دلت می خواستی...
فکر میکنم
اگر تو در دنیای من نبودی
رنگ حرفهایم برایت چه رنگی بود
و یا
غیر از صورتی و زرد و بنفش
چه رنگهایی را دوست داشتی
و زیر کدام درخت نارون
قهوه تلخت را می نوشیدی....
فکر میکنم این همه هیاهوی روزها
جای من و تو دور از دسترس فکرها کجا بود
و برای همه مردم دنیا چه حرفی می ماند
شاید دلت می خواست مرا نمی شناختی
و یا سهم تو از من تنها یک نفر از مردم شهر بود
اگر من نبودم
کجای حرفهای زیادی گفته می شد
و کجای شبها من در خیال تو گم میشدم....
تاريخ : شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 20:47 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب