خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

میان من و تو

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

میان من و تو

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

سایه زاتشکده ماست فروغ مه مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

هوشنگ ابتهاج



تاريخ : پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 15:49 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب