خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
گفتم صبح که می آیی
به حرمت رفاقتمان
و به مهر محبتمان
سلامی میگویی و بعد میروی
نمیدانستم
که لیاقت یک سلام تو را هم دیگر ندارم....
ولی من به مهر دلم
و به عشقی که از تو
در دلم برای همیشه وجود دارد
به تو سلام می کنم
از دور روی ماهت را می بوسم
و میگویم
عشقت را برای همیشه در دلم جا داده ام
هرچند که مرا نگاه نکنی
تاريخ : یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 7:40 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب