خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

خاطرات سال‌ها | صبح

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

صبح

گفتم صبح که می آیی

به حرمت رفاقتمان

و به مهر محبتمان

سلامی میگویی و بعد میروی

نمیدانستم

که لیاقت یک سلام تو را هم دیگر ندارم....

ولی من به مهر دلم

و به عشقی که از تو

در دلم برای همیشه وجود دارد

به تو سلام می کنم

از دور روی ماهت را می بوسم

و میگویم

عشقت را برای همیشه در دلم جا داده ام

هرچند که مرا نگاه نکنی



تاريخ : یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 7:40 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب