خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
دلت می گیرد از این ابر و بارانی که می بارد
و تنها میشوی بین دلت با آنکه حرفت را نمی داند
کجای قصه های این جماعت مثل ما ها بود
مگر گم میشود راهی که این آدم برایش نوحه می خواند
صدای ناله ام دیشب به گوش خلق پنهان شد
خدایا میشود این خاطراتم تر شود با او که می داند
تاريخ : دوشنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۴ | 9:52 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب