یک روز سراغ قلبت آمدم
روی دلت
و روی بودنت
برای همیشه حساب کردم
دلم نمی خواهد لحظه ای غم و غصه سراغت بیاید
هیچوقت نخواستم از تو به دلم دروغ بگویم
فقط تو را و بودنت را می خواهم
دلم می خواهد اشکهای یواشکی چشمم را
با گوشه شالت پاک کنم
و تو هم دست در پلکهایم
اشکهای شوقم را.....
دلم می خواهد روزی
دست در موهای طلایی ات به خواب آرام بروی
دلم می خواهد تنها جادوی چشمانت را بخوانم
تمام حساب و کتاب دلم با تو
و بودنم با تو و برای تو باشد
دلم می خواهد تنها دستهای تو در جیب دلم باشد
و تنها کسی باشم که بلد باشم موهای تو را بو کنم
لمس کنم و نوازش کنم
دلم می خواهد تنها دستهای تو در دستانم
در خیابانهای پاییزی
یا زیر کاسه باران قدم بزنم
دلم می خواهد برق خنده های تو تنها
دل مرا روشن کند....
این رویای بزرگی برای من و تو نیست
دلخوشی و حرفهای مزخرف هم نیست
از روزی که ترا شناختم
نانم را به نرخ نگاه تو خورده ام
و می جنگم برای داشتنت
از روزی که خودم را شناختم
فهمیدم
من برای همیشه عاشقت هستم