خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
سلام میگویم به قلبت
به نگاهت
و به یادت که این روزها
دور از من چه بی صدا و بی هجا
در کرانه جغرافیایی یک روستا
در گوشه ای از یک فقیرترین جزیره متروکه
در لابلای تمامی تنفس های عمیق ترس
با تمامی چهره پردازی های رنگارنگ
خودش را آماده ضیافت می کند
صبحت بخیر ....
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۴ | 7:6 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب