خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
فاصله بین زمین و آسمان را از من بپرس
از بستن درب های روز
بر نفس تنگ شده شب بپرس
از من بپرس
رنگ نگاه دیروز و امروز چرا فرق میکند
و چرا چشمان دنيا
به همه راههای بغض آلود باز شده
و در این بین من
بجای همه فکرهای مردم این سرزمین
حرف میزنم
ولی چه میشود
که تمام واژه ها
برای یک حرف زدن صاف و ساده
خودشان را آرایش میکنند
و تنها نگاهشان
مثل چشمان دل نگران و دلتنگ مسافر تنها
به بچههای خیابانیست
که هر روز کفش مردم را واکس میزنند
ولی خواب خوشبختی می بینند ......
تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۴ | 20:52 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب