خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

نيمه شب

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

نيمه شب

تمام حرفها و حس دلم آبی است

و همه شعرهایم عطر و بوی تو را می دهد

میدانم، میدانم آنجا که نشسته ای

من نیستم ولی یادم و شعرهایم هست

با تو حرف می زنند شعر هایم

فقط حرف نمیزنند

بعضی وقت ها مثل خودت گریه هم می کنند

بعضی وقت‌ها هم نمی دانند چه می گویند

بعضی وقت‌ها هم اشکم را در می آورند

نمیدانم کجای کار می‌لنگد

ولی میدانم خیلی وقتها بی تو

از نفس کشیدن هم کم می آورم....

و خیلی وقت ها که دور از منی

بی تو بوی تنهایی میدهم....



تاريخ : چهارشنبه ششم فروردین ۱۴۰۴ | 1:47 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب