خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
شاید بعضی لحظات را میشود حتی
با هوای خالی نفس کشید
ولی
من ترا با تمام وجود خواستنی دوست دارم
در اعماق جانم مالکیت داری
نور دلم برای تو می درخشد
و هیچ چشمی نگاه مرا خیره به داشتنت نمیکند
تنها تو هستی و می مانی
که شیرین تربن خاص منی
در تمامی لحظاتم هستی
راه میروی،قدم میزنی،
نگاهم میکنی و برایم دست تکان می دهی
هرچند که در خاطرت نمی گذرد که لحظه ای
برگردی
مکث کنی و جوابم دهی
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۳ | 17:12 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب