خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
سلام میگویمت
و روزت بخیر....
کنارم رد میشوی
و تنها با دیدنت آرام میشوم
جای زیادی نمی گیرم
تنها یع گوشه از دریای دلت
یا به اندازه یک قطره باران در پهنه لاجوردی آسمان دلت
و من بزرگ می خواهمت و با ابهت
تو مرا نگاه نکن
فقط بگذار خورشید دلت بر وجود من بتابد
گرمم کند و ذوب شوم
در میان این همه عاشقی
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۳ | 7:12 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب