خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش
شبها
ساعت ها می نشینم
ترا در خاطرم می بافم
مثل موهایت
که هربار در خواب
برایت با عشق و ذوق می بافم...
مثل تک تک واژه های دلنوشته هایم
و قافیه های دلم
خیالم را با دلت ردیف میکنم
همیشه چند هجای زیبا از تو در قلب من جاریست
و عروض شعرم
به کلمه دوست داشتن تو که میرسد
طوفانی در دلم بر پا می کنند
که در هیچ بحری نمی گنجد....
مرا بخاطر بیاور
میخواهم جای خالی دلت را پر کنم
و تکرار نفس های دلخوشیم میشوی...
همیشه این موقع شب
با نخ های بخيه نگاهت یادت را به دلم می دوزم...
مرا بخاطر بیاور مثل نگاه یک قایقران
که پارو میزند
و در کنارش
دستهای حلقه زده یک نفر
تمام وجودش را در کنارش می بيند
مرا بخاطر بیاور
مثل دلشوره من برای دوست داشتنت
یک دیدار پس از یک ثانیه سلام نگاهمان
مثل یک انقلاب پس از کودتای دلم برای عاشقی تو....
مرا در خاطرت بسپار....
تاريخ : یکشنبه پنجم اسفند ۱۴۰۳ | 23:6 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب