خاطرات سالها
خاطرات سالها پیش

میخوانی از شعرم تمام شور دلتنگی
میگیری از چشمم تمام نور دلتنگی
اینجا و آنجا هم برایت فرقها دارد
وقتی که دارم فرصت یک دور دلتنگی
یک بار دیگر امتحانم کن به یک رضوان
تاجان دهم این بار من در گور دلتنگی
در فرصت امروز و فردایت مرا دریاب
شاید که تصویری کشم از هور دلتنگی
فرق است بین ماندن و رفتن ز پیش تو
وقتی که بی قدرت شوم در زور دلتنگی
رؤیا به پیش تو مگر کی اختیاری داشت
وقتی که می افتد دلم در تور دلتنگی
برچسبها: شعر
تاريخ : پنجشنبه دهم خرداد ۱۴۰۳ | 14:41 | نویسنده : رؤیا |
درباره وب
آرشیو مطالب