خاطرات سال‌ها

خاطرات سال‌ها پیش

و من امشب شب و باران

رؤیا
خاطرات سال‌ها خاطرات سال‌ها پیش

و من امشب شب و باران

و من امشب شب و باران

و من بی تو چقدر اینجا

چه تنهایی چه آرامش

چقدر آرام و بی فریاد

صدایت در دلم فریاد می زد آی

و من بی اختیار از دوریت

با دانه های رنگی باران

تمام بودنت را دوره می کردم....



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۳ | 20:44 | نویسنده : رؤیا |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب